این نیز بگذرد

این نیز بگذرد

گفتی بنویس .
گفتم نه .
گفتی آ ری .
گفتم نه .
گفتی باید .
به خاطر ندارم که دلت را شکسته باشم .
و این بار هم .
اما تو .
..................
باز هم سکوت
و یک سوال بی جواب
شرمگین مباش .
این نیز بگذرد .

امیر - ح - امیریان ( قصه گوی شب شیراز )

/ 14 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرنیان دل آرام

حیف از این عمر که با می گذرد، می گذرد .. [گل]

گیتی

لطف شما بیش از انتظار من بود . سپاس از اینهمه محبت . وحضورتان باعث دلگرمی

orkideh

درود بزرگوار ، شب به خیر با احترام دعوتید. [گل]

simah

ننوازی به سرانگشت مرا ساز خموشم زخمه بر تار دلم زن که در آری به خروشم... من زمین گیر گیاهم، تو سبک سیر نسیمی که به زنجیر وفایت نکشم هرچه بکوشم... تو و آن الفت دیرین ،من و این بوسه شیرین به خدا باده پرستی ، به خدا باده فروشم... سیمین بهبهانی سلام و درود بر شماااااااااااااا

الهه شرقی

دلم به حالِ پروانه ها می سوزد وقتی چراغ را خاموش می کنم و به حالِ خفاش ها وقتی چراغ را روشن می کنم نمی شود قدمی برداشت بدونِ آن که کسی برنجد؟ "مارین سورسکو" تقدیم به همه آنهایی که از "مادر "رنجیدن وب زیبایی دارید.خوشحال میشم به وب من هم سر بزنید.ممنون[خرخون]

simah

به سربازهای وظیفه می مانیم! در طرفین خط مرزی! این گونه به هم نزدیک و چه دور از یکدیگر... حسن آذری [گل]

orkideh

درود بزرگوار استادم، شب آدینتون به خیر. با چند کوتاه سروده بورزم و شما با افتخار دعوتید.[گل]

رها

سلام استاد روزگار خوش ....[گل]

عابرتاریخ

آنـقــدر دنیا را بــرای ما تُنـد چـرخانـدنـد کـه تا قیام قیامــت سَــــرِمان گـیـــــج مـــــی رود (عابـــرتاریــخ)

امیر...

آن چیست که چون دلهره افتاده به جانم? حال همه خوب است; اما من, نگرانم