نگاه و عشوه و نازت بهم چو پیوستند

نگــاه و عشــوه و نازت بهــم چو  پیوستند

         دگــر  نماند شک که هـــر  سه  همدستند

ز تــاب حلقــــه  مویــی  ز  پا  در  افتـــادند

        دلاوران که  ز  زنجیـــــــر حلقـــه بشکستند

هــــزار سینــه بشمشیر  غمــزه  بشکافنـد

       خمیــدگان  دو  ابــرو  ز بنــــد  اگــر  رستنـد

مزن به طعنه تو حرفی که سالکـی می گفت

      هــــزار مرتبــه دیــدم که  عــارفــــان مستند

سبــو کشـــان خرابــــات مــردمی عجب اند

      هــــزار توبـــه نمودند و عهــــــد بشکســتند

امیر حسین امیریان .د چاپ 80/  قصه گوی شب شیراز





/ 16 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ندا

سلام شاعر گرانقدر سركار خانم ارزو چون متن پيامتان خصوصي بود در اينجا درج نكردم . ولي تلفني مطلب شما را از اقاي اميريان پرسيدم . سلام بسيار رساندند و از محبت و تعاريف سركار در مورد اين غزل تشكر كردند و پاسخ شما را اينگونه دادند كه عينا خدمتتان مينويسم ( درود بر خانم ارزو ي عزيز . سالخورده بانوي شعر و ادب . منظور من از / بند / در ان مصرع رها شدن از اسارت و خلاص شدن از بند نيست . منظور انكه ..سينه ها بشكافند با شمشير خميده ابرويشان ان گروه كه ابروهاي خميده دارند و زير دست اريشگر / بند انداز / هستند .تا خميدگي ابرو را صيقل شمشيري دهد . البته همانگونه كه سركار خود استاديد و ميدانيد اگر منظور رها شدن از بند اسارت بود .مي شد مصرع ديگري گفت .مثلا .// اگر ز بند اسارت دقيقه اي رستند // . چون ان نيروهاي دروني اسير نيستند . ازادند و فعلا بر صندلي صبر شماطه كاران نشسته اند تا كي از ان خميده ابروي شمشير مانند با چرخش غمزه استفاده كنند .البته باز شما خود علم هستيد و عارف . و من شما را 40 سال است ميشناسم . اصلا منظور من در اين شعر ابرو و غمزه و ناز و ....نيست . و شما خود ميدانيد كه درون تفكر منظور است نه انچه به ظاهر

ندا

شرمنده خانم ارزو چون متن زير جا نشد ادامه را ايجا نوشتم....ادامه ....در مورد مصرع دوم بيت اول . با توجه به استثنا بودن حرف / ن / در ساختار شعر . اگر بجاي / هر / اين/ استفاده شود . ظاهر زيباتر است اما همانگونه كه سركار حتما با مرور دوباره متوجه ميشويد . در مقام مقايسه . اگر از / اين يا ان / استفاده ميكرم از نظر ساختاري . نه ظاهري . از زيبايي شعر كاسته ميشد . بهر حال اميد عمري با عزت و طولاني تر برايتان دارم بانو . ياد مجله فردوسي بخير . مدتهاست شما را نديده ام . درود و تشكر - اميريان متشكرم ...ندا ..

raha

salam ostad roozgar khosh ...shere zibaii ast ...[گل]

احمدرضا زارعی

سلام و درود بیکران بر جناب امیریان بزرگوار[گل] درود بر قلب و قلم شما مهربان. به "نشیند به دل" دعوتید. بزرگوار، با اجازه لینک شدید مهربان

شادن

سلام دوست من ممنونم که به شادن سر زدین . ببخشید که خیلی دیر میام ولی مطمئن باشید هربار که میام بسیار مشتاقانه می خونم تون . درود بر شما و قلم دلنشین تون [گل]

ندا

من خود سرانه از تعدادي شاعران در نبود ايشان دعوت به خواندن بعمل اوردم . دعوتم را از بعضي كه نيامدند پس ميگيرم . گاهي بعضي كارهاي انسان اشتباه است . ارزش نداش.....اشتباه كردم . ....نذا

الهه صادقی

سلام برادر بزرگوارم. خيلي ممنونم كه به وبلاگم اومدين. درپناه خـــــدا.

آسمان آبی

سلام مدتی بود نبود خوشحالم دوباره توفیق حاصل شد التماس دعا

فرشته

با درود ........ با سروده " رباعی " منتظر حضور سبزتان هستم ..... عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو خوب و بد میگذرد وای به حال من و تو قرعه امروز به نام من و فردا دگری میخورد تیر اجل بر پر و بال من و تو مال دنیا نشود سد ره مرگ کسی گیرم که کل جهان باشد از آن من و تو.

وبلاگ آغير ائل

بسيار زيباست [گل]