ای بدوش افکنده گیسو

ای بدوش افکنده گیسو


ای بدوش افکنده گیسو


خاطرت از من برفت .


گفته بودی با تو می ایم


توهم با من بیا


امدم . پیمان شکستی


عهد از یادت برفت.افسوس

امیر حسین امیریان .د / چاپ 80- تکرار/قصه گوی شب شیراز/

/ 3 نظر / 32 بازدید
Orkideh

آه از شکستن عهد آه از شکستن دل ای بدوش افکنده گیسو ... درود جناب امیریان خوب بسیار دوست داشتم این سروده ی با من آشنا را. ... شبتون آروم.[گل]

arezo

سلام استاد خوبم . چه لطیف و با احساس . نمیدانم به زیبایی شعرتان دل بسپارم یا به غم و گلایه ان . کوتاه و غمگین . درود[قلب][لبخند][گل]

m&z

سلام اقای امیریان سالها در کلاستان بودم . و فراموش نمیشوید .من دوست شقایق هستم وقبلا با همین نام برایتان کامنت دادم . . این شعرتان شاید با روحیات فعلی من نزدیک باشد . گریه کردم . روزگار عهد شکنان را یعنی مجازات میکند ؟ دوستتان دارم و خوشحالم که هنوز مینویسید .درود بر شما استاد خوبم[گل]