عشق ساده نبود

عشق ساده نبود

من هم از فاصله ها
فاصله جستم
.................................. اما .
من هم از چند غریبی
که کشیدند سرک
به در خانه ما
با خیالی واهی
بوسه گرفتم
................................. اما .


ماندم ,
باز همان تاریکی
باز همان تنهایی
عشق ساده نبود

 

امیر حسین امیریان .د ( قصه گوی شب شیراز ) چاپ 80

 



/ 15 نظر / 35 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Orkideh

درود بی کران استاد نازنین بعد از یک ماه و نیم بلاتکلیفی برای بلاگفا بروزم و شما هم با افتخار دعوتید.[گل]

وارش

سلام جناب امیریان.طاعات و عبادات قبول.خیلی ممنونم ک هنوز به وبلاگم سر میزنید. خیلی خوشحالم کردید. سپاسگذارم

orkideh

درود و عصر گرم تابستونیتون خوش عطر و رنگ... استاد امیریان عزیزم اومدم تا بگم کامنتتون به سلامت به دستم رسید...سپاسگزارم. ... طاعات و عباداتتون مقبول آستان الهی. التماس دعا.

Orkideh

هر پنجره ای زیباست اگر “تو” میان قاب آن طلوع کنی … ... درود مشتاقانه حضورتان را به انتظار می نشینم.[گل]

Orkideh

سلامی چو بوی خوش آشنایی... سحرگاهان به خیر... ... دعوتید به خوانش یکی دیگر از خط خطی هایم استاد.[گل][گل][گل]

کریم ادیب

درود و سپاس از محبت های شما عید فطر بر شما هم مبارک شادی و سلامتی شما و خانواده محترم آرزوی ما است.

Orkideh

درود نازنین استاد. عصر تابستونیتون به خیر.... بروزم و شما هم با افتخار دعوتید... راستی دلمان برای سروده های نابتون تنگ شده فکر نکنید یادمون می ره هااااا... منتظرتونم.

orkideh

سلام استاد... ممنون که دوباره تشریف آمدید و چشاتون رو خسته کردید. مایه ی بسی افتخاره... تندرست باشید و پایدار. [گل][لبخند]

پری مثی

گاهگاهی که به یادت غزلی می خوانم ، اشک مهمان دلم می گردد سفرش از ته دل تا کف دست ... چه کسی میداند؛ باز شاید سفری در پیش است ... و تمامی غزلهای جهان کاروانی شده اند ... ساربانش غم و صبر [گل]

orkideh

درود مهربان... دعوتید با احترام فراوان.[گل]