حدیث قصه لیلی مکن برم تو حکایت

حدیث  قصه  لیلی  مکن برم  تو  حکــایت

              ببین چه درد و بلایی بدوست کرده سرایت

اگر چو شمع در حضــور تو تا بصبح بسوزم

              گمان  مبر  که  نشینم  بپای  هیچ  جکایت

 

اگر چه بار  فراقت  شکسته  قـامت  صبرم

              محـال  عقل بود  کس  طلب  کنم  بحمایت

به شاهباز  خیالم  چه  طعمه   داده  لبانت

               که  بال میزند  این دل .  گشوده پر بهوایت

ترحمی  نکنی  نیست  بس  جفای  پیاپی

               بریز  خون  که  حلالـت کنم  بعین  رضـایت

 

 

امیر حسین امیریان .د (قصه گوی شب شیراز ) چاپ 80

/ 13 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
raha

سلام استاد خیلی زیبا بود ....[گل]

زهرا رحمانی

باسلام ممنون از حضورتان... پایدارباشید بااحترام لینک شدید.[گل]

مهدی گلپایگانی

به شاهباز خیالم چه طعمه داده لبانت که بال میزند این دل . گشوده پر بهوایت سلام استادامیریان عزیز کار دلچسب و زیبایی از شاهباز خیالتان خواندم همیشه در اوج باشید....

فاطمه خواجویی راد

با سلام استاد عزیز وبی ریا سروده های زیبایت سبک زیبای خاص خودش را دارد با لطافت قلم نیلوفرینت درود بر شما الهی که همیشه سر زنده بسرایی با سپاس

هوشنگ رئوف

سلام دوست عزیز / اجازه میفرمودید می آمدم و سلامی میدادم آنوقت می گفتی راهت را بگیر و برو جای تو اینجا نیست . عزیزمن هرکس با شعر سر و کار دارد از هر نوعش لذت می برد 600 یا 700 سال است از سعدی و حافظ میگذرد و هنوز تشنگان شعر دوان دوان خود را به چشمه ی فیض آنان میر سانند . بنده بسیار لذت برم و شما را در چشم پیوند هایم نشاندم که بیشتر به خواندنتان بیایم و اجاق شعله ور و چراغ شعرتان به شیدایی و شور برسم ....

هدی میرزایی

سلام و درود ممنونم که سر زدید تو این شعر مصرع اول از لحاظ وزنی کمی دچار ایراد است بحر مجتث کمی در ابتدا سبکتر خوانده میشود البته عذر میخوام بخاطر جسارتم

Orkideh

اگر چه بار فراقت شکسته قـامت صبرم محـال عقل بود کس طلب کنم بحمایت ... درود بر شما.[گل]

هوشنگ رئوف

سلام دوست عزیز / ما در این فضای مجازی دل می دهیم به دل تنگی های یکدیگر با زبان فارسی / شما لطف فرموده اید / همیشه موفق و سربلند باشید . همینکه شاعرید و زبان شعر را میدانید کفایت می کند . بحث در مورد زبان و دگرگونی آن در طول تاریخ مجال می طلبد / شما زبان شاعران را از قرن دوم تا حالا ملاحظه کنید دستخوش تحولات شده و شعر انفاف زبان را رقم زده است . بگذریم روای دلت هستی کافی ست .

ویزویزی

درود بر شما پرسش ناشی از جهلِ مرا ببخشید این شعر از شماست ؟ اگر هست، من اجازه دارم یک بیت از ان رو بعنوان ترانه برای تمرینِ موسیقایی اتخاذ کنم ؟ برای کرشمه تنها این وزن بکار می آید و این وزن در نوع خودش نادر ه. ادب دانستم اجازه بگیرم. میفرمایید ؟

شریف

بسیار نغز و پر مغز