شعر و قصه ادبیات شعر نو....قصه گوی شب شیراز.

(قصه گوی شب شیراز چرا دم نزنی )..... مطالبی که در دفتر شعر و قصه ( این وبلاگ ) منتشر شده یا می شود تحت همین نام در سال 80 به چاپ رسیده است . این وبلاگ صرفا شعرهای احساسی و یا مطالب هم ردیف را دنبال می کند . در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ذکر نام سراینده و آدرس وبلاگ الزامیست . از انتقال مطالب این وبلاگ به سایتها و وبلاگها و دیگر مکانهای انتشار که دارای ماهیت سیاسی و یا اجتماعی می باشند خودداری فرمایید . نظرات شما در مورد شعر احساسی باعث خوشحالی من می شود . امیر امیریان

عشق ساده نبود
نویسنده : امیر حسین امیریان .د. - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۸
 

من هم از فاصله ها

فاصله جستم

.................................. اما .

من هم از چند غریبی 

که کشیدند سرک

به در خانه ما 

با خیالی واهی

بوسه گرفتم

................................. اما .

ماندم , 

باز همان تاریکی

باز همان تنهایی

عشق ساده نبود

 

 

اگر آمد 

اگر آمد

به نرمی سر به دامان

گریه خواهم کرد 

و تا گاه سحر من از

جدایی قصه خواهم گفت 

اگر آمد

غبار غم ز روی گونه ام

با اشک خواهم شست

من انشب بیدار خواهم ماند

تمام شب نخواهم خفت

و می دانم که او 

باز خواهد رفت 

کنار من نمی ماند

مرا هرگز نمی خواهد 

 

  • امیر حسین امیریان

« با احترام به کسی که نوشته بود ( و تا گاه سحر من از جدایی قصه خواهم گفت ) »