شعر و قصه ادبیات شعر نو....قصه گوی شب شیراز.

(قصه گوی شب شیراز چرا دم نزنی )..... مطالبی که در دفتر شعر و قصه ( این وبلاگ ) منتشر شده یا می شود تحت همین نام در سال 80 به چاپ رسیده است . این وبلاگ صرفا شعرهای احساسی و یا مطالب هم ردیف را دنبال می کند . در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ذکر نام سراینده و آدرس وبلاگ الزامیست . از انتقال مطالب این وبلاگ به سایتها و وبلاگها و دیگر مکانهای انتشار که دارای ماهیت سیاسی و یا اجتماعی می باشند خودداری فرمایید . نظرات شما در مورد شعر احساسی باعث خوشحالی من می شود . امیر امیریان

مهربانی های تو
نویسنده : امیر حسین امیریان .د. - ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٩
 

مهربا نی های تو

بوی وفاداری نداشت

صد دریغ از انچه کردم

................................چونکه اثاری نداشت

دل فروشی می نمودی

بر سر بازار شهر

من خریدم  مانده بر دستت

..................................خریداری نداشت

دیگران هم می خریدند

از تو دل را بی بها

سود این سودا  تو میدانی

.................................که جز خواری نداشت

گفته بودم بی نیازم

قصد من دلجویی است

ور نه میدانی که دل

................................با دلبران کاری نداشت

دل تهی کردی  ندارم شکوه

صاحب خانه ای

چون کنی یادی ز مهمان

...............................گو که ازاری نداشت

دستگاه اصفهان.....ساز همراه  پیانو

ملودی نزدیک به  ...( امد اما در نگاهش  ان نوازشها نبود)

امیریان  چاپ ٨٠