شعر و قصه ادبیات شعر نو....قصه گوی شب شیراز.

(قصه گوی شب شیراز چرا دم نزنی )..... مطالبی که در دفتر شعر و قصه ( این وبلاگ ) منتشر شده یا می شود تحت همین نام در سال 80 به چاپ رسیده است . این وبلاگ صرفا شعرهای احساسی و یا مطالب هم ردیف را دنبال می کند . در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ذکر نام سراینده و آدرس وبلاگ الزامیست . از انتقال مطالب این وبلاگ به سایتها و وبلاگها و دیگر مکانهای انتشار که دارای ماهیت سیاسی و یا اجتماعی می باشند خودداری فرمایید . نظرات شما در مورد شعر احساسی باعث خوشحالی من می شود . امیر امیریان

تولدی دوباره
نویسنده : امیر حسین امیریان .د. - ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٧
 

خواب دیدم ستاره باران بود

آسمان وجود زیبایت

آسمانی فرشتگان رقصان

بال و پر پهن کرده در پایت

شمع روشن کنار تو پر نور

می شنیدم ترانه ای از دور

که تو دیگر به پاکی آبی

تو زلالی , تو نور مهتابی

تو از امروز چون گل یاسی

تو درخشان , تو کوه الماسی

من کنار تو می خرامیدم

باورم نیست آنچه میدیدم

من و تو شاد و قدسیان

هم شاد

مهربانم تولدت مبارک

 

« امیر امیریان چاپ ٨٠ »

"تقدیم به آنان که به راه نیکی بازگشتند و تقدیم به آنان که به آنان کمک نمودند ."