شعر و قصه ادبیات شعر نو....قصه گوی شب شیراز.

(قصه گوی شب شیراز چرا دم نزنی )..... مطالبی که در دفتر شعر و قصه ( این وبلاگ ) منتشر شده یا می شود تحت همین نام در سال 80 به چاپ رسیده است . این وبلاگ صرفا شعرهای احساسی و یا مطالب هم ردیف را دنبال می کند . در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ذکر نام سراینده و آدرس وبلاگ الزامیست . از انتقال مطالب این وبلاگ به سایتها و وبلاگها و دیگر مکانهای انتشار که دارای ماهیت سیاسی و یا اجتماعی می باشند خودداری فرمایید . نظرات شما در مورد شعر احساسی باعث خوشحالی من می شود . امیر امیریان

 
نویسنده : امیر حسین امیریان .د. - ساعت ۱۱:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢
 

با ترازوی خود اشعار

مکن وزن , رفیق

کفه ( خواندن ) اشعار

نگه کن تو دقیق

گر تلفظ نشود نیک

غزل چون ..... لنگ

می نهد پای به گودال و

گهی بر سر سنگ

ان ترازو که نوشتند

به اوراق و کتاب

گرچه می دانم و نیک است

نیارم به حساب

گر توانی که نشانی

تو به ماهور , غزل را چو سرود

مطمئن باش , که ناهید

به رقص امده با بربط و رود

 

گر غزل خوانده به اهنگ شود

در نوا یا که همایون

نتی از چنگ شود

تو یقین دان که سراینده

غزل نیک سرود

بر ترازوی نت و شعر و سراینده درود

بر ترازوی نت و شعر و سراینده درود

بر ترازوی نت و شعر و سراینده دوصد بار درود

 

 

چاپ 80 امیر امیریان ( ا-م-ی-ر) از کتاب شعر و قصه