شعر و قصه ادبیات شعر نو....قصه گوی شب شیراز.

(قصه گوی شب شیراز چرا دم نزنی )..... مطالبی که در دفتر شعر و قصه ( این وبلاگ ) منتشر شده یا می شود تحت همین نام در سال 80 به چاپ رسیده است . این وبلاگ صرفا شعرهای احساسی و یا مطالب هم ردیف را دنبال می کند . در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ذکر نام سراینده و آدرس وبلاگ الزامیست . از انتقال مطالب این وبلاگ به سایتها و وبلاگها و دیگر مکانهای انتشار که دارای ماهیت سیاسی و یا اجتماعی می باشند خودداری فرمایید . نظرات شما در مورد شعر احساسی باعث خوشحالی من می شود . امیر امیریان

درود ای شاعران و درود خانم مینا سرشت
نویسنده : امیر حسین امیریان .د. - ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۸
 

سومین گرد همایی شاعران عزیز ظاهرا روز 9 خرداد در فرهنگسرای اشراق برگزار است و سرکار خانم مینا سرشت  نیز عنایتی فرمودند .انطور که معلوم است تقدیر نیست که تهران باشم . این شعر  را خطاب به خانم مینا سرشت مینویسم .انشاله که ببینند و عذر خواهی مرا بپذیرند .

سلام ای عاشقان شعر    و اواز 

سلام و صد سلام از شهر شیراز

سلام   ای عارفان ، ای  دلنوازان

درود ا ی شاعران ، ای همنوازان

هلا مینا سرشت ، خوش  بیانم

بدان  در   وصف تو  من  نا توانم  

*********************** 



به جمع دلبران چون میروی شاد

فراموشم  مکن .مارا  تو هم یاد

عراقی  را   بگو  مشتاق   دیدار 

خلاف وعده گر شد .من  گرفتار 

مطوری جان ز  من ازرده ای تو ؟

ولی جان خودت دل برده ای تو

جناب فاضلی کم می کنی یاد

ببین پژمرده   برگم ،  در ره باد 

سلامی می رسان بران شراره 

که  تا  یادی کند از من  دوباره

درود   من  ر سان  اواییان   را 

اساتید   سخن ، اهل بیان را 

امیر حسین امیریان - تیر ماه 90

خانم میناسرشت . هرچه به ذهنم امد نوشتم . ببخشید اگر باب طبع نیست . شعر 3 دقیقه ای بهتر از اب در نمیاید .