شعر و قصه ادبیات شعر نو....قصه گوی شب شیراز.

(قصه گوی شب شیراز چرا دم نزنی )..... مطالبی که در دفتر شعر و قصه ( این وبلاگ ) منتشر شده یا می شود تحت همین نام در سال 80 به چاپ رسیده است . این وبلاگ صرفا شعرهای احساسی و یا مطالب هم ردیف را دنبال می کند . در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ذکر نام سراینده و آدرس وبلاگ الزامیست . از انتقال مطالب این وبلاگ به سایتها و وبلاگها و دیگر مکانهای انتشار که دارای ماهیت سیاسی و یا اجتماعی می باشند خودداری فرمایید . نظرات شما در مورد شعر احساسی باعث خوشحالی من می شود . امیر امیریان

منزل و کاشانه چه شد
نویسنده : امیر حسین امیریان .د. - ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/۱٧
 

چه کسی کرد سوالی که تورا خانه چه شد

 در حه حالی . تو بگو منزل و کاشانه چه شد

 

آن عزیزی که تو را یار و مصاحب شده بود

به کجا رفته  کنون پس گل و پروانه چه شد

 

سرو نازت که به شمشاد  ارم طعنه زدی

چه به روز آمد و آن سرو  ؛ چو جانانه چه شد

  

تو که همواره چو ساقی به زدی جام شراب

غایب از میکده ای پس می و پیمانه چه شد

 

قصه گو در شب  و شیراز چرا دم نزنی

چشم ساقی نگرا ن است پس افسانه چه شد

 

ای با ناز گذر کرده  ؛ به سرعت گذری

بی خبر می گذری ...عبرت و شکرانه چه شد

 

قصه گوی شب شیراز  چاپ 80