شعر و قصه ادبیات شعر نو....قصه گوی شب شیراز.

(قصه گوی شب شیراز چرا دم نزنی )..... مطالبی که در دفتر شعر و قصه ( این وبلاگ ) منتشر شده یا می شود تحت همین نام در سال 80 به چاپ رسیده است . این وبلاگ صرفا شعرهای احساسی و یا مطالب هم ردیف را دنبال می کند . در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ذکر نام سراینده و آدرس وبلاگ الزامیست . از انتقال مطالب این وبلاگ به سایتها و وبلاگها و دیگر مکانهای انتشار که دارای ماهیت سیاسی و یا اجتماعی می باشند خودداری فرمایید . نظرات شما در مورد شعر احساسی باعث خوشحالی من می شود . امیر امیریان

ای به ایران چون نگین. شیراز من
نویسنده : امیر حسین امیریان .د. - ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٢٧
 
 
 

ای به ایران چون نگین .  شیراز  من

ای که هستی آ شنا با ساز من

ای که دامان می کشانی سوی عشق

مردم ات همواره عاشق پیر  عشق

ای به ناز و نرگس ات همواره مست

از تو بلبل  ؛ گشته حیران  ؛  گل  پرست

ای نمک  ساییده  بر  زیبــــــــارخان

شوخ چشمـــــی  داده ای بر گل رخان

ای  خرامان سرو آ زادت  بلند

می رباید دل ز هر  زیبا  پسنـــــد

ا ی به حافظ گشته نامی  نام ما

 ای به سعدی گشته شیرین کام ما

ای که دل  با ساز چوپان ات شکست

یاد لیلی  کرده در ماتم نشست

ای نبات  ات شاخه  در  فالی  غمین

شاهدی پیوسته وی را در کمین

ای رواق ات مظهری از شوق ما

ما دوان آن سو که دانی ذوق ما

ای تو را قرآن به سر ؛ درو ا ز ه ات 

چشم  بــــــد  دل دور از این   آوازه ات

ای که نا م ات برده جم با افتخار ر

از چه گویم  ؛ با تو ای زیبا نگار

ای به زیبایی تو نامی در جهان

غرقه در  عشقی , تو  جاویدان  بمان

 

فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

 

تکرار سال 87----امیر حسین امیریان .د / قصه گوی شب شیراز/چاپ 80

 

عیدتان مبارک .شاد باشید .بهترین ها را برایتان ارزومندم. شیراز منتظر شماست. سفر خوشقلبلبخندتشویق

 

 


 
 
ای بدوش افکنده گیسو
نویسنده : امیر حسین امیریان .د. - ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱٤
 
ای بدوش افکنده گیسو


ای بدوش افکنده گیسو


خاطرت از من برفت .


گفته بودی با تو می ایم


توهم با من بیا


امدم . پیمان شکستی


عهد از یادت برفت.افسوس

امیر حسین امیریان .د / چاپ 80- تکرار/قصه گوی شب شیراز/