شعر و قصه ادبیات شعر نو....قصه گوی شب شیراز.

(قصه گوی شب شیراز چرا دم نزنی )..... مطالبی که در دفتر شعر و قصه ( این وبلاگ ) منتشر شده یا می شود تحت همین نام در سال 80 به چاپ رسیده است . این وبلاگ صرفا شعرهای احساسی و یا مطالب هم ردیف را دنبال می کند . در صورت استفاده از مطالب وبلاگ ذکر نام سراینده و آدرس وبلاگ الزامیست . از انتقال مطالب این وبلاگ به سایتها و وبلاگها و دیگر مکانهای انتشار که دارای ماهیت سیاسی و یا اجتماعی می باشند خودداری فرمایید . نظرات شما در مورد شعر احساسی باعث خوشحالی من می شود . امیر امیریان

 
نویسنده : امیر حسین امیریان .د. - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/٢٥
 

عید سعید نیمه شعبان , سالروز حضرت صاحب الزمان را به تو خواهر و برادر گرامی که به این وبلاگ مرجعه کرده ای تبریک عرض می نمایم . برای همه مومنین و همه انسانهای با ایمان ارزوی سلامت و سعادت و خیر دنیا و اخرت دارم . امید است خداوند به برکت وجود ان حضرت همه را در پناه خود حفظ فرماید . امین رب العالمین ...

السلام علیک یا حجة الله فی ارضه السلام علیک یا عین الله فی خلقه السلام علیک یا نور الله الذی یهتدی به المهتدون و یفرج به عن المومنین السلام علیک ایها المهذب الخائف السلام علیک ایها الولی الناصح السلام علیک یا سفینة النجاة السلام علیک یا عین الحیوة السلام علیک صلی الله علیک و علی ال بیتک الطیبین الطاهرین .....

 

تشکر از دوستان

از اقای متین عزیزپور و اقای میثم کربلایی که به این وبلاگ سر زدند و بنده را مورد لطف قرار دادند تشکر می نمایم .

در پاسخ یکی از دوستان ناشناس باید عرض کنم بجز چند غزل بقیه اشعار با احساس خاصی سروده نشده و در واقع فقط به منظور سرودن شعر در قالب نو نگارش شده است . بنابراین از سرودن اشعاری که این دوست عزیز تقاضا داشتند معذورم شاید وبلاگهای دیگر چنین اشعاری داشته باشند ولی سن بنده و فکر بنده اجازه سرودن ان گونه اشعار را نمی دهد . با اینهمه از اینکه به این وبلاگ سر زدی تشکر می نمایم . من الله توفیق . شاید هم شما که جوان تر هستی افکارتان با بنده متفاوت است و این طبیعی است ولی بنده را معذور دارید و با تشکر .


 
 
بی وفایی
نویسنده : امیر حسین امیریان .د. - ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱٩
 

چه چپ کوک است اهنگ جدایی

چه مشکل کرده ای , این

                           - همنوایی

چه با من گفتگو کردی تو بسیار

گمان هرگز نکردم ,

                          - بی وفایی

چه خوارم کرده ای نزد رقیبان

ز خاطر برده ای , ان

                        - اشنایی

نشستم بی تو , در بستی چه اسان

نه امیدی , که روزی در ,

                        - گشایی

نه پنداری که چون رفتی ز پیشم

سر کویت , نشینم تا

                        - بیایی

مرا تنها نشستن کنج خلوت

بود خوشتر , از این عشق

                        - ریایی

 

 

امیر حسین امیریان               چاپ 80

نظر به اینکه  اشعار بنده در سایت گوگول ثبت شده و بعضا دوستان به تالار های گفتگو

منتقل میکنند . خواهشمند است نام بنده را نیز بهمراه شعر منتقل فرمایید . تشکر .


 
 
تو چه با من کردی
نویسنده : امیر حسین امیریان .د. - ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٥/۱٩
 

امد و ناز کنان

گوشه کناری بنشست

نگهش با نگهم خورد گره

زیر لب زمزمه کردم

تو کجایی ؟ خوبی ؟

سر تکان داد و سلامی کوتاه

و دگر هیچ نگفت

گفتم از دوری تو

سخت دل ازرده شدم

چه شد ان عهد

که با من بستی ؟

« به کسی عشق دگر می ورزی ؟ »

نگهم کن , چه پریشانم من

چه بروزم اوردی ؟

منکه مشتاق تو بودم

تو چه با من کردی ؟

نه سخن گفت , نه سر کرد بلند

نگهش را ز نگاهم دزدید

ان شب از نیمه گذشت

خسته از همهمه مهمانی

گفتم اهسته به او

                                       - می مانی ؟

دستش اورد ز دستم بیرون

نرم نرمک رفت و مرا ترک نمود

دیگر ان عاشق  دیروز نبود

« اه , این درد مرا فرسود  »

 

الهام گرفته از شعر فروغ فرخزاد ( امد انشب به سرای من و خاموش نشست )

امیر حسین امیریان    چاپ ٨٠