با عرض شرمندگی اگر الفتی با شعر کهن نداری یا ترکیبات و کنایه ها و دیگر موارد که خاص خاصان است را در نمی یابی باز گرد و وقت گرانبهایت را اینجا مگذران . قدم برچشم من بگذار و برگرد .اینجا اتشی است که شعله از اتشدانی قدیمی میگیرد ولی تو را گرم هم نمی کند اگرچه قلیلی را می سوزاند
کلیه اشعار علاوه بر چاپ ، ثبت اینترنتی در گوگل و سایر سایتهای جستجو است ، پس لطفا اگر شعری را منتقل کردید نام " امیرحسین امیریان " را نیز در ذیل شعر ثبت فرمایید . متشکرم
جهت شنیدن دکلمه و آهنگ زمینه از Internet Explorer استفاده نمایید . لود شدن و پخش آهنگ بستگی به سرعت اینترنت شما دارد و می تواند از 5 تا 20 دقیقه به طول انجامد .(برای مرتبه اول)
امشب این مطرب چرا از پرده بیرون می زند
بیخود است ازخود ، چنین غمگین و محزون می زند
همنوازی می کند با جمع و با سوزی غریب
شور لیلـــــی در سرش همـــراه مجنون می زند
مطــــــــربان خاموش ، تا بشنوم اهنــــگ او
شرح دل می گوید و بر سیـــــم قانون می زند
غصه هـــا دارد بدل با ساز می گوید سخن
عقـــده دل می گشــاید با دلـــــی خون می زند
می چکدخون ازدلش دیگر ندارد اختیــــار
خسته است از ساحــــل و بر رود جیحون می زند
رندعاشق گرگریزدتا شود مخفــــــی ز درد
لشگر غـــــم می رسد ، بر او شبیخون می زند
پرده ها را می شناسدخارج است ازاختیار
مطرب بیچاره میکوشد ولی سازش همایون می زند
ان همایون پیر مجلس را کسی اگه کند
تا بیاید ، بشـــــنود ، گوید چــــرا چون می زند
امیرحسین امیریان - چاپ80
--------------------------------------------
مطرب عشق می نوازد ساز عاشقی کو که بشنود اواز
تقدیم به انکه در شعرش با ساز حالی خوش داد .
غم درون امد و دامان مرا باز گرفت
پر و بالم بشکست و ره پرواز گرفت
گفتم بزنم تاری و خود را بــرهانم
زخمه پنهان بنمود و ز کفم ساز گرفت
خواستم که مدد جویم و فریاد کنم
به گلو دست فشـــــرد و ره اواز گرفت
دل تنگم بستانید و بریدش ره دور
شایدم باز شود دل ، که ز شیراز گرفت
امیرحسین امیریان - 80
مبر ابروی مجنون ، که چرا رمیده ای تو
تو که لیلی اش ندیدی ، ز کسی شنیده ای تو
مکن عیب مصریان را ، به بهانه خیانت
نبریده ای تو دستت ، زکسی شنیده ای تو
مکنم تو سرزنشها ، که چرا اسیر اویم
تو که او نمی شناسی، زکسی شنیده ای تو
مزنم به طعنه حرفی،که سواره میروی تو
تو پیاده ره نرفتی ، ز کسی شنیده ای تو
مزن از جفا تو تیری،که به دام دل اسیرم
تو که عاشقی ندانی ، زکسی شنیده ای تو
بگذر تو از اسیران، تو زبان طعنه درکش
تو که حال ما ندانی ، ز کسی شنیده ای تو
مده پند عاشقی را ، که چرا غزل سراید
تو که شور ان ندانی ، زکسی شنیده ای تو
امیر حسین امیریان 80
سروده سال 50 -بدون قافیه
( هر غزل را ظاهر و باطنی است . عاشق او باش که ترا افرید)
دوستان با توجه انتقال شعر ومتن ها بدون نام سراینده یا نویسنده در وبلاگها و یا سایتها از سوی بعضی افراد بزودی وبلاگی اعلام میشود که میتوانید نام وبلاگ ثبت کننده را اعلام نمایید تا ادرس و نویسنده ان در اختیار همه قرار گیرد و سارقان ادبی معرفی شوند و از کار زشت خود دست بکشند .هرچند تاریخ ثبت هر نوشته در گوگل و سایر جستجوگر ها مشخص است . دوستی میگفت خود نمی دانند که همه میفهمند فلان شعر یا متن از او نیست !!لطف کنید ادرس وبلاگی که اعلام میشود را در بالای وبلاگ خود ثبت کنید تا همه در جریان قرار گیرند .
فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق
نوای بانک غزلهای حافظ از شیراز
روز حافظ بر شما شاعران گرامی مبارک باد
غزل سرایی ناهید صرفه ای نبرد
در ان مقام که حافظ بر اورد اواز
******
حافظ چه اتشی است که از سوز اه تو
افتاده در ملایک هفت اسمان خروش
*********
حافظ از معتقدانست گرامی دارش
زانکه بخشایش بس روح مکرم با اوست
شیراز به وجود تربت این خلوتی غزل سرا بخود می با لد .
میلاد امام رضا (ع) بر شما شاعران و دوستان مبارک باد
منتظران را نظر ، بر رخ زیبای توست
چشم همه دلبران بر سر و سیمای توست
راه بگردان ز باغ ، تا نزند چشم زخم
سرو حسود ارم ،چشم به بالای توست
همسفران مانده اند ،اندکی اهسته تر
قلب همه عاشقان منزل و ماوای توست
ماه کمین کرده ، تا زلف سیه واکنی
زهره چنگی نگر، گوش به اوای توست
بوی گل اطلسی ، نسترن و رازقی
مجتمع جام گل در پی شبهای توست
قهر تو بشکن بیا، وقت نشد ان قرار؟
دل بسرا سیمگی در پی فردای توست
امیر حسین امیریان -80
شهادت مولای متقیان علی ابن ابیطالب بر همه سوگواران تسلیت باد
تو بیــا روایتی کن ، که مـرا چگـونه دیدی
تو قصیده ای بنا کن،که چه ها زمن شنیدی
نه چو شد پیــاله ام پر، نتوانمش فــزودن
به دلم گرفت اتش ، تو بر ان همی دمیدی
تو مثال شـاخ پیچــک،که قرار و جــا ندارد
نه مرا بباغ دیدی،نه به سمت من خمیدی
توچه وعده هاکه کردی،و یکی عمل نکردی
تو به فکر نوح بودی ،که چنین ز من رمیدی
تو مــرا رهـــا نمودی ، گــل ارزو نچیــدم
تو بمان و زندگی کن ، که به ارزو رسیدی
امیر حسین امیریان -چاپ 80
شنیدم مانده ای گم کرده راهی
به نجوا شد که یارب جان پناهی
نه کس راهم دهد در منزل خویش
نه کس جویا شود از حال درویش
همه در ها برویم بسته امشب
تنم بیمار و پا ها خسته امشب
در این تنهایی و غربت اسیرم
مشو راضی که در غربت بمیرم
زچشمانش چو شد قطره سرازیر
ندا امد که بس کن بنده پیر
مشو نو مید و با من گفتگو کن
درون را از پلیدی شستشو کن
چه دانی عاقبت کار تو چونست
رقم زن دست تقدیرش چگونست
چه دانی عاقبت ما را چه بازیست
چه دانی در پس پرده چه رازیست
که ما درماندگان را عهد و پیمان
همان باشد که دانی دل مرنجان
به چشم دل بسوی ما نظر کن
بپا خیز و از این کوچه گذر کن
ترا هم خانه خواهم داد و دربان
به گریه پایه عرش ام ملرزان
صبوری ها که کردی امتحان بود
قبول افتاده ای راهت همان بود
امیر حسین امیریان- چاپ 80
دعاهایتان در این ماه مبارک قبول حق . التماس دعا
← صفحه بعد